![]() |
![]() |
|
| دوست دارم بنگارم بر لب يارم دوستت دارم |
عشق نيز كهنه خواهد شد
و افكار است كه مي ماند
كوه هاي سترگ
آسمان را دريده اند
و روياهايم را
آبها خروشيده اند
بر مزرعه باورهايم
و خورشيد سوزانده است
رخسار زندگيم را آري
و عشق نيز كهنه خواهد شد
و افكار است كه مي ماند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 0:25 توسط سهراب سیبیلو |
|
|
و اين را نيز به همراه آهنگش بعد از وفات استاد گرانقدرم مجتبي ميرزاده ، به ياد ايشان ساختم ، روحش شاد : كاش كه اون روزا بياد
بشينيم دوباره نزد هم بنوازيم يكصدا اولين رنگ توي كتاب كاش كه اون روزا بياد بزنم باز آرشه هام رو كج داد زني كه اين بد است يه بار ديگه بگي سل ماژور كاش كه اون روزا بياد بگويم برايت راز دل باشي من را رهنما بشنوم ساز زيباي تو آب جوي چشم ما آمده براي رفتنت با توان دست تو روييده نهالاني چو ما |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 1:31 توسط سهراب سیبیلو |
|
|
اين شعر را همراه با آهنگش به استاد عزيزم مهران مهتدي هديه كرده ام : مهر مهران
يادم آيد آن زمان كه تو دادي ساز خود به دست من
گفتي بركش از نيام دل هر چه دل بخواهد آن بزن
گفتم ناتوانم و بدان اين تن خالي از شهامت است گفتي با تلاش و همتت ماه و آسمان ا ز آنت است بعد از اين گذشت ساليان گويم اين سخن به آتيان گر آن شور و لطف تو نبود از تن رفته بودش آن توان مهران نام جاودان توست بر دل ياد بيكران توست همچون مهربان پدر تويي مهرت ساز خوش نواي توست |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 1:19 توسط سهراب سیبیلو |
|
|
در اين ظلمت، در اين شبهای تنهايي شده ام رنجور و خونين دل بيا ساقي در اين غربتكده افعال بي جانند شرابي آور و مي، باده اي سازي نخواهي گه شوي با من دمي همدم نگفتش هيچ و ليلي كرده است نازي تو طنازي تو مي نازي " الا يا اي يها الساقي " كه ميگفتش نشد كاري شده ام خو كرده چشمان بد مستت كدامين ذره از اين دل كني فاني؟ بمانده است تكه اي از جان من، آن هم مزن با تير غمزه ات، مي دهم آني |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 1:15 توسط سهراب سیبیلو |
|
|
همي همواره در شبها
ز راه كوچه اي تاريك
به دنبال رهي رفتم
كه در آن ناله شمعي است
فغان و ياد يار ، هجران
نسيم سرد آن ره بود
بشد خاموش هر شمع
كه چشمانم بدو افتاد
نخواهم صد نشان از او
که يك جرعه ز پيمانه
براي مرحمم بس بود
ولي زان پس، اثر از من
دگر هرگز نخواهد ديد
چو ميدانم كه هرگز
نخواهد او مرا فهميد .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 22:7 توسط سهراب سیبیلو |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره نویسنده وبلاگ |
نام : سهراب
نام خانوادگي : سیبیلو سال تولد : مشخص نیست محل صدور : همینورا تحصيلات : مهم نیست هر گونه نشر و پخش مطالب اين سايت، نيازمند اجازه از مولف آن است. |
| نوشته های گذشته سهراب سیبیلو |
|
خرداد 1386 بهمن 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
تعداد بازدید کنندگان سهراب سیبیلو
------در این ماه رقم زیر میباشد-----
-------------------------------------
|